|
دوستت خواهم داشت... |
|
به نام اشك هايي كه ريختند و قلبي كه شكستن را زود آغاز كرد |
رقص دستان تو بر گونه ام
آهنگ تکرار من است
تهدید نگاهت بر نگاهم
آهنگ تکرار من است
ترک آغوش تنت بر تنم
آهنگ تکرار من است
شکستن تپش های وجودم
آهنگ تکرار من است
احساس تهی از تو
آهنگ خالی از عشق
من و احساس سرد وجودت!
+ نوشته شده در سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت 6:0 توسط تنهای بی صدا |
بوم نقاشی و رنگ سیاه
قلم و دست های پوسیده
قدم های شکست خورده
احساسات پریشان یک انسان
یادبود های یک عشق
دست نوشته های خونی
رنگ های مشهود پر تنش
دردهای گرفتار یک زخم
زخم های خیانت
چشمان خسته یک بی گناه
لب های بسته
سکوت جاری
گذر زمان
فراموشی خاطره ها
خنده یک قاصد
قاصد مرگ
شکست های پی در پی
آه و آه و بارها تکرار...
+ نوشته شده در سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت 6:0 توسط تنهای بی صدا |
وقتی دست هایت را گم کردم
گریستم به خاطرات
وقتی تو افسانه شدی
بریدم از لحظه ها
وقتی تو خاموش شدی
من و مرگ و دنیای پوچ تو
هنوز به تو می خندیم
+ نوشته شده در سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت 6:0 توسط تنهای بی صدا |
تو دیدی و نگفتی تو ماندی و خندیدی تو بارها بودی و من نبودم نبودم در بودن هایی که رفتند تو رفتی و من پاهایم شکست تو دویدی و من به گام هایت نگریستم تو دور شدی و من به دور شدن ها دل بستم تو نقطه شدی و من هنوز آمدنت را تصور میکنم

+ نوشته شده در سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت 6:0 توسط تنهای بی صدا |
عادت کرده ام به تصورهای خیالی عادت کرده ام به قلب های شکسته عادت کرده ام به غرور های بی جای ذهن تو عادت کرده ام به حرف های کثیف قلب تو عادت کرده ام به ناپدید شدن یکنواخت تو به لحظه های از دست رفته عمر به سکوت های پر فریاد یک احساس به شعله های خاموش قلبم به تمام نبودن هایت عادت کرده ام

+ نوشته شده در سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت 6:0 توسط تنهای بی صدا |